|
|
|||||
|
|||||
|
حالا دیگر از تو فقط خیالت برایم مانده خیالی که لحظه به لحظه آتشم میزند و آتشی که شعله هایش به بند بند وجودم زبانه میکشد هنوز خوب نگاهت نکرده بودم حتی یک بار گرمی دست هایت را حس نکردم چشمانت هیچ گاه نشان نداد که اینقدر بی رحم و سنگدل باشی به جرم کدامین گناه ناکرده خیالت اینگونه به آتشم میکشد خودت رفته ای پس چرا خیالت رهایم نمیکند چرا مهرت ز دلم نمیرود با من چه کرده ای ؟ با منی که دیوانه وار میپرستمت
نوشته شده توسط sami در ساعت 13:26 | لينک ثابت |
ای وطن ای سرزمین کورشم سرزمین اردشیر و داریوشم
از میون قلب تو یکی به اسم زرتشت همه دادند تکیه بر هم پشت به پشت ای وطن فدای اون مهربونیت فدای مهر و صفا همزبونیت عشق من به تو تمومی نداره روزی تمومه که دیگه دل بمیره تو یه روز افتخار همه بودی وقتی اومدم دیدم دیگه نبودی می دونم که قلب تو شکسته از این همه درد ولی یک روزی تموم میشه این همه درد
نوشته شده توسط sami در ساعت 13:18 | لينک ثابت |
دو بیتی... ویرانی ام را به یکباره جان داده ای به من فرصتیک تمنا نشان داده ای غم بی پایان من را امیدی نبود تو اما رسیدی امید نهان داده ای
نوشته شده توسط sami در ساعت 13:9 | لينک ثابت |
آدمها در حسرت دوری از ستاره بختشان در آسمان می سوزند. من اما ستاره بختم را روی زمین دارم.... افسوس با فاصله ای هزار برابر بیشتر از فاصله زمین تا آسمان.
نوشته شده توسط sami در ساعت 13:0 | لينک ثابت |
مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدبل شود.مگذار که حتي آب دادن گل هاي باغچه
به عادت آب دادن گل هاي باغچه تبديل شود. عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست
داشتن ديگري نيست، پيوسته نو کردن خواستني است که خود پيوسته خواهان نو شدن
است و دگرگون شدن. تازگي ذات عشق است و طراوت بافت عشق,چگونه مي شود تازگي
و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
ناگفته های مانده بر دلم را تنها تویی که خوب می دانی
کاش می شد فریادشان زد
اما نه،آنوقت حرفی برای ثانیه های سکوتم که فقط تویی و من و سو سوی شمعی نمی ماند...
نمی گویم تنهایی هایم را از من بگیر......
……نه
می گویم تنهایم نگذار.....
….فقط همین
کاش کسی جای من می نوشت و من
فقط خیره به شعله ی این شمع شیشه ای می شدم
بیخود نیست که پروانه ها برایش می میرند،
آخر عاشقانه می سوزد
بی معشوق
بی معشوق
ب ی م ع ش و ق
نوشته شده توسط sami در ساعت 12:59 | لينک ثابت |
خاطراتم را زنده کن
عشق،حادثه ايي بود در اطلسي هاي نگاه تو که به يغما برد قلب مرا و من تو را وجود ناميدم تا که هيچ هاي من پر شود از بودن تو عشق نبوغ نگاه توست در حقيقت تو، خيال اوج مي گيرد تا وسوسه ي پيوند اما... تو تا من هميشه بوده فاصله هايي که در تکبر تو بيدارند و من قانع ام به حد هايم مرا اينگونه بخوان به ياد من تا شايد خاطراتم زنده شود.
نوشته شده توسط sami در ساعت 12:58 | لينک ثابت |
دیدی اخرش نموندی منو به جنون کشوندی دلی که دادم به دستت اخرش زدی شکوندی آخراش خوب شده بودی تیتر نامه هامو خوندی اما چون خوندی و رفتی دلمو بیشتر شکوندی
نوشته شده توسط sami در ساعت 12:55 | لينک ثابت |
در اين زمان لعنتي فرياد بي پايان چرا!؟
در اين شب پرمحتوي تکرار بي پايان چرا!؟
در جاده مستي ما عاقل و هوشياران چرا!؟
در خانهء ويران ما،شاهان و بي ياران چرا!؟
در کلبه عشق ما گپ زدن از عشق ممنوع چرا!؟
درلابه لاي بوته هاي عشق بازي ممنوع چرا!؟
در دفترم شعرهاي بي پايان چرا!؟
در درونم آتشفشان خموش آخر چرا!؟
در دهکده ما رنگ عشق ممنوع چرا!؟
در ديوارهاي خانه مان سايه ترس،آخر چرا!؟
آخر چرا، تا کي چرا،فرياد بي پايان چرا!؟
از بس خود گفتم چرا،آخر نفهميدم....چرا!؟
نوشته شده توسط sami در ساعت 12:54 | لينک ثابت |
دیدی اخرش نموندی منو به جنون کشوندی دلی که دادم به دستت اخرش زدی شکوندی آخراش خوب شده بودی تیتر نامه هامو خوندی اما چون خوندی و رفتی دلمو بیشتر شکوندی
نوشته شده توسط sami در ساعت 12:49 | لينک ثابت |
یک روز دیگر بی تو گذشت و همچنان لحظه های زندگی ام بی تو سرد است . یک روز دیگر با دلتنگی گذشت و همچنان دلم هوای تو را کرده ..... روز های سرد زندگی ام بی تو می گذرد اما هنوز هم به یادت هستم وبه عشقت زندگی می کنم. عزیزم الان سه روز که ازت خبری ندارم تو خونه از بس بهت فکر کردم دیگه داشتم دیوونه می شدم اومد م بیرون الان هم تو کافی نت هستم خیلی دوست داشتم حالا پیشم بودی ومیدیدی چطوری دارم بدون تو زندگی می کنم حوصله ی هیچ کاری را ندارم از کار وزندگی افتادم دلم می خواست الان دستما بین دستات می گرفتی وبا گرمای دستت اروم میشدم . چرا برام زنگ نزدی آخه تو که می دونی اگه صداتا نشنوم اشک توی چشمام واینمیسه نمی دونم چی کار کنم هر چی هم باهات تماس میگیرم کسی جواب نمیده خواستم برا مادرت زنگ بزنم ازش خبری ازت بگیرم اما باز پشیمون شدم گفتم ممکنه با اونا هم تماسی نداشته باشی اونا را هم نگران کنم. چه هر روز همدیگه را میدیم چه هر روز پیش هم بودیم چه هر روز به چشمای هم خیره میشدیم روزگار همون حرف زدن روزانمونم ازمون گرفت . دلم می خواد همه چی را بنویسم ولی گریه امونم نمیده همه دارن نگام می کنن حالا میگن دختره زده به سرش برا همین چند تا شعر وعکس برات میزارم. خیلی دلم هواتا کرده آخه کجایی؟ الهی هر چقدر بخوای من صبر می کنم ولی اجازه بده به یارم برسم مي خواهم گريه کنم اما نمي توانم ... مي خواهم تو را به ياد بياورم ... مي خواهم اولين ساعتي که نگاهم کردي را مي خواهم اولين دقايق با تو بودن را مي خواهم از گرفته هاي دلم برايت بگويم اما نه! دلم نمي آيد ... مي ترسم آسمان آفتابيت را ابري سازم ...
نوشته شده توسط sami در ساعت 19:55 | لينک ثابت |
بوسه زيباست نه براي هوس پرنده زيباست نه براي قفس دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن کاش مي شد با تمام وجود اشک را تحديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد کاش مي شد در ميا ن لحظه ها لحظه ديدار را نزديک کرد عشق را در تو تو را در دل دل را در موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را براي انديشيدن به تو دوست دارم خدايي که تو را خلق کرد دوست دارم حرف آخر عاشقتم
نوشته شده توسط sami در ساعت 19:15 | لينک ثابت |
من آوای تواَم گرمای نفست من انعکاس چهره تواَم لرزش بیهوده بال های عبث با تو می مانم تا خاطره او در من پایان گیرد آن سان که سایه ها از بدن جدا می شوند آن سان که روح از تن رخ بر می بندد من می خواهم فراموش شوم..!
نوشته شده توسط sami در ساعت 21:47 | لينک ثابت |
نوشته شده توسط sami در ساعت 21:39 | لينک ثابت |
نمی خواهم به جزمن عشق دیگری باشی برای لحظه ای حتی به فکردیگری باشی
زندگی چیست؟ خون دل خوردن، اولش رنج و آخرش مردن.
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:31 | لينک ثابت |
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر میمونه؟!!!
برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:29 | لينک ثابت |
تمامی سدها را به بهانه تو خواهم شکست به بهانه تو
حتی بغضم را در آوازی گم می کنم
باز پاییز است باز این دل از غمی دیرینه لبریز است باز می لرزد به خود سرشاخه های بید سرگردان باز می ریزد فرو بر چهره ام باران باز رنجورم خداوندا، پریشانم ! باز می بینم که بی تابانه گریانم باز پاییز است باز این دنیا غم انگیز است باز پاییز است و هنگام جدایی ها باز پاییز است و مرگ آشنایی ها ... ! باز پاییز است
در میوه نگاه تو..رویاها رو نارس چیدند
وتردید من از سیدن به تو پوسید
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:26 | لينک ثابت |
گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیاندیشم که این دوست داشتن برایم زیباست
در سینه ات می میرد آخر ماه و ماهی ها آن وقت در لای ولجن درگیر می میری دیوانه ای كه با دهانی پر ز مروارید در آبگیری كوچك و دلگیر می میری محبوبه ابراهیمی حالا غروب ها به افق خیره می شود گنجشك كوچكی كه پریدن بلد نبود
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:25 | لينک ثابت |
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود
خسته ام خسته ام خسته از فکر و خیال فکر فرداهای خود از جمع گریزانم خسته ام یارب ببین از ظلم و بیداد خسته ام من چشم بیمار یتیمان دیدن گرسنگان آه فقیران بار خدایا پس چرا من زنده ام
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:23 | لينک ثابت |
با همه لحن خوش آوایی ام در به در کوچه تنهایی ام ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه تو از همه پرشورتر کاش که این فاصله رو کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ما میشدی مایه آسایش ما میشدی هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسایل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ما را اتشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو آرامه جان من است نامه تو خط امان من است ای نگهت خاستگه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز ز چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار ومددکار ما کی و کجا وعده دیدار ما خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید....................
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:21 | لينک ثابت |
دوست دارم دوست دارم
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:17 | لينک ثابت |
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:16 | لينک ثابت |
آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند
مدتی است که حتی خاطراتم را به فراموشی سپردم...
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:15 | لينک ثابت |
با غرور بی دلیلت منو آزار نده
زندگي خالي نيست مهرباني هست , سيب هست , ايمان هست
نوشته شده توسط sami در ساعت 22:14 | لينک ثابت |
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگركلمه دوستت دارم نشانگراشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
نوشته شده توسط sami در ساعت 18:24 | لينک ثابت |
دفتر عشـــق كه بسته شـد
نوشته شده توسط sami در ساعت 18:19 | لينک ثابت |
عشق یعنی انتظار و انتظارعشق یعنی ه رچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده بر در دوختنعشق یعنی در فراغش سوختنعشق یعنی لحظه های التهابعشق یعنی لحظه های ناب نابعشق یعنی با پرستو پر زدنعشق یعنی آ ب بر آذر زدن
نوشته شده توسط sami در ساعت 18:14 | لينک ثابت |
يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نمي شه
يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نمي مونه يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمي گه يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نمي کنه يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي داره بندازه رو سرش مثل روسري يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل تره لج نمي كشه يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمي اندازه يه دختر خوب وقتي معني ترانه هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده يه دختر خوب توي قرار با پسر کلاس زورکي نمي آد و پدر کارمند بيچاره اش رو مديرعامل و رئيس قلمداد نمي کنه يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني ها حسودي نمي کنه يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي ترکيد 10000 تا عيب و ايراد روي پسر نمي زاره يه دختر خوب شب زود نمي خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نميکنه (صغرا= هاني - کبري= شاني) يه دختر خوب از دماغ فيل نمي افته که نه؟ يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي ده که بابا تندتر برو! يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند حميد گودرزي شادمهر عقيلي و نخ سوزن محمدرضا گلزار(جديدا هم مد شده گروه ضد بازي را صفحه ي "back ground" ميکنن) رو به در و ديوار اتاقش نمي زنه يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد از همسايگانش قرض نمي کند تا به حال یک دختر خوب رویت نشده
نوشته شده توسط sami در ساعت 18:1 | لينک ثابت |
مقایسه دختر ها در سن های متفاوت با توپ های متفاوت
يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن...
مقایسه دختر ها در سن های متفاوت با کشورها
هيجده تا بيست و يك سالگى، مانند آفريقا يا استراليا هستند: نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايىهاى افسون كنندهى طبيعى.
.
نوشته شده توسط sami در ساعت 17:59 | لينک ثابت |
يكي را دوست ميدارم ، ولي افسوس ، او هرگز نمي داند . نگاهش مي كنم شايد بخواند از نگاه من كه او را دوست مي دارم . ولي افسوس ، او هرگز نگاهم را نمي خواند . به برگ گل نوشتم كه من او را دوست مي دارم . ولي افسوس ، او برگ گل را به زلف كودكي آويخت تا اورا بخنداند . به كمهتاب گفتم اي مهتاب ، سر راهت به كوي او سلام من رسان و گو كه او را دوست مي دارم . ولي افسوس ، يكي ابر سيه آمد ز ره روي ماه تابان را بپوشانيد . صبا را ديدم و گفتم ، صبا دستم به دامانت ، بگو ازمن به دلدارم كه او را دوست مي دارم . ولي افسوس ، ز ابر تيره برقي جست و قاصد را ميان ره بسوزانيد . كنون وامانده از هر جا دگر با خود كنم نجوا ، يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس ، او هرگز نمي داند !!!
نوشته شده توسط sami در ساعت 9:48 | لينک ثابت |
من امشب سخت بیمارم و در بیماریم مرگی فرو خفته نگاه دیده ام لرزان و بی تاب است نمی دانم چرا این دل گرفتست و و من بی صدا در غربت یارم چنین بی تاب می گریم نمی دانم چرا دستان اندوهم کمی سردو کمی پر التهاب تن بیمار من می سوزد از درد فراق تو چرا امشب چراغ خانه خاموش است چرا دستم عرق کرده چرا چشمان من گریان و نالان است عجب ایام نا مردی عجب صبری خدا دارد من امشب خواه یا ناخواه دلم را می سپارم بر سر باد هوای صبح گاهی تا نسیم آن زداید غصه های بی شمارم را خدایا نالم از درد فراق یار دیرینم من امشب نیز می میرم من امشب درد را دیدم من امشب کوه هایغسه هایم را فرو می ریزم اما کاش می شد قطره ی لبخند را از روی لب های سحر بر داشت
نوشته شده توسط sami در ساعت 23:35 | لينک ثابت |
تنها راه آروم شدنم نوشتن بود.نه بهت سمس می دم نه زنگ می زنم.فقط می نویسم .شاید انتظار من ازت خیلی خیلی زیاد شده وشاید تو نسبت به من خیلی سردی.... درسته که من مثل تو شاغل نیستم و مسئولیتی ندارم وبیشتروقتم در اختیار خودمه ودرسته کهمن خیلی خیلی بیشتر از تو دوست دارم اما این انصاف نیست...من ازت فقط انتظار یه احوال رسی دارم اونم تواین شرایط که تازه دوروزه تصادف کردم..نمی تونم گریه کنم ونمی تونم از حالم برات بگم.... فکر می کردم تورو دیدن یه تولد یه طلوعه تو غروب آشنایی ندونستم که رسیدن یه بهونست یه بهونه واسه لحظه ی جایی بی توغریب غربتم آماده ی شکستنم با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم منم ندونستم که رسیدن یه بهونست واسه رفتن واسه پرپر شدن تو واسه ویرون شدن من
نوشته شده توسط sami در ساعت 23:32 | لينک ثابت |
پاك يعنی سرزمين لحظه يعنی بيداد عشق من باختن عشق جان يعنی زندگی ليلی و قمار مجنون در عشق يعنی ... شدن ساختن عشق دل يعنی كلبه وامق و يعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای يعنی كودك مسجد يعنی الاقصی عشق / من عشق آميختن افروختن
زندگی را دوست دارم
نه در قفس![]() عشق را دوست دارم ![]() نه در هوس ![]() تو را دوست دارم![]() تا آخرین نفس .!! دوستت دارم...
نوشته شده توسط sami در ساعت 23:29 | لينک ثابت |
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام جود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام جود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم
نوشته شده توسط sami در ساعت 23:28 | لينک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
زندگی کتابی ست پر ماجرا
هیچ گاه آن را به خاطر یک ورقش دور مینداز تماس با من : h_samrand@yahoo.com فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
پيوندها
بزرگترین لینک باکس کشور شکوفه
وبلاگ سامرند (سیاسی) کافي نت ساکا نت /شاهو صدای دل عرفان عشق است صداي ماشينهاي آمريکايي /شاهو نيلوفر عزيزم /اگه دستم به جدایی برسه :: قالب وبلاگ بلگفا :: پيوندهاي روزانه
عشق من مهدی
مهربانم نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت moh3en ღعشقولانهღ غریب تنها همراه با دلی بی قرار(M ♥ S ) بودنت پایان رنجه .•**•.روزهای تلخ و شیرین دلدادگی.•* *•. فوتبال برتر عشقولانه قلب کوچک من ...عاشقانه ي رها پاييزان... «---- (¯`.ღمغلوب عشقღ.´¯) « ~~~~> ☆ஜ☆فـصل بارونـی☆ஜ☆ *I♥U*چکاوک خسته*I♥U*. کلبه تنهای / نرگس گل سرخ من الهه M3hdi وبلاگ آرزو ها ღღسعید &محدثهღღ تمام پيوندها امکانات
|
||||
|
کليه ي حقوق
اين وبلاگ توسط |
|||||