تبليغاتX
dosatdaram-h

دوست دارم تا پای مرگ

 

حالا دیگر از تو فقط خیالت برایم مانده

خیالی که لحظه به لحظه آتشم میزند

و آتشی که شعله هایش به بند بند وجودم زبانه میکشد

هنوز خوب نگاهت نکرده بودم

حتی یک بار گرمی دست هایت را حس نکردم

چشمانت هیچ گاه نشان نداد که اینقدر بی رحم و سنگدل باشی

به جرم کدامین گناه ناکرده خیالت اینگونه به آتشم میکشد

خودت رفته ای

پس چرا خیالت رهایم نمیکند

چرا مهرت ز دلم نمیرود

با من چه کرده ای ؟

با منی که دیوانه وار میپرستمت

نوشته شده توسط sami در ساعت 13:26 | لينک ثابت |

درباره وبلاگ
زندگی کتابی ست پر ماجرا
هیچ گاه آن را به خاطر
یک ورقش دور مینداز

تماس با من :
h_samrand@yahoo.com
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
پيوندها
پيوندهاي روزانه
امکانات





Powered by WebGozar

style="border: 1px solid #000000;" alt="طراحي قالب وبلاگ" width="120" height="60">

کليه ي حقوق اين وبلاگ توسط sami محفوظ است.طراحي شده توسط Masoud Binaei.