من آوای تواَم
گرمای نفست
من انعکاس چهره تواَم
لرزش بیهوده بال های عبث
با تو می مانم
تا خاطره او در من پایان گیرد
آن سان که سایه ها از بدن جدا می شوند
آن سان که روح از تن رخ بر می بندد
من می خواهم فراموش شوم..!

نوشته شده توسط sami در ساعت 21:47 |
لينک ثابت |